محمد معموری، دانشپژوه تاریخ اسلام هستم. به جستارهای تاریخ اسلام، تاریخ اندیشهها، زبانشناسی و زبانشناسی تاریخی، ادبیات عرب و ادبیات فارسی دلبستگی دارم. در اینجا همه فرآوردههای پژوهشیام را منتشر میکنم.
از این به پس گاهی نوشتههای دیگران را با نام «یادداشت دیگران» در روزنوشت خواهید یافت. این نخستین دسته از این نوشتهها است.
مردم سوئیس در یک همه پرسی، رای به ممنوعیت ساخت مناره مساجد در این کشور دادند.
هر چند دولت و پارلمان این کشور، مخالف چنین ممنوعیتی بودند اما دو حزب مردم (SUP) و اتحادیه دموکراتیک سوییس (EDU) با جمع آوری امضا و به حد نصاب رساندن آن، دولت را ملزم به برگزاری رفراندومی در این خصوص کردند که نتیجه آن، رای 57 درصدی سوئیسی ها به ممنوعیت احداث مناره در سوئیس است.
این موضوع را از چند زاویه می توان بررسی کرد:
1- اینکه بزرگترین دغدغه احزاب سیاسی، دولت، پارلمان و مردم یک کشور، مساله ای مانند ممنوعیت یا آزادی احداث مناره (آن هم در کشوری که در تمام خاک آن، فقط و فقط 4 مناره وجود دارد) باشد، نشان می دهد که چقدر آن جامعه از مسایل و مشکلات بزرگ و کوچکی که جوامع دیگر درگیر آن هستند فاصله گرفته و مردم اش فراغ خاطر دارند که مساله ای به نام مناره، مهم ترین موضوع اجتماعی و سیاسی آنها شده است.
بی گمان، جامعه ای که غم نان داشته باشد، مناره، مساله اصلی اش نمی شود.
2- نکته دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که علیرغم مخالفت دولت و پارلمان با ممنوعیت احداث مناره در سوئیس، احزاب توانستند موضوع را به رفراندوم بکشانند و این هم آموزه ای است برای کسانی که از رای مردم گریزان هستند.
در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، مردم برای تعیین سرنوشت سیاسی و مقدرات کشورشان، حق تصمیم ندارند، به رفراندوم گذاشتن موضوعی مثل داشتن یا نداشتن مناره در سوئیس می تواند بسیار گویا و نکته آموز باشد.
3- اما فارغ از دو بند فوق که نگاهی شکلی به ماجرا دارند، از منظر محتوایی باید گفت که نتیجه رفراندوم سوئیسی ها نشان می دهد که بخش بزرگی از شهروندان اروپایی برغم تظاهر به اصول لیبرالیسم و آزادی های اجتماعی و سیاسی و البته دینی، در عمق باورهای خود، گرفتار تمایلات نژادپرستانه و دگرستیزانه هستند.
در بین کشورهای اروپایی، سوئیسی ها به دمکرات بودن و تساهل و تسامح شهره اند و وقتی این مردم دمکرات و لیبرال چنین رایی بدهند، می توان حدس زد که اوضاع سایر شهروندان اروپایی چگونه است.
به راستی چگونه می توان دم از آزادی زد و در همان حال، وجود چهار تا مناره را تحمل نکرد (یادآور می شود که در کل خاک سوئیس فقط چهار مناره وجود دارد). کسانی که به ممنوعیت وجود مناره در سوئیس رای مثبت داده اند، اگر می خواستند منطبق با استانداردهای اعلامی مقوله هایی به نام دموکراسی و آزادی رای بدهند حتما با خود می گفتند که آنها - مسلمانان- آزادند که دین ، آیین ها و عبادتگاه های خود را به شکلی که می خواهند و سنت شان هست داشته باشند و ما نیز همین طور ؛ تنها باید برای همدیگر ایجاد مزاحمت نکنیم.
اما گویا آموزه های دمکراسی در جان اروپایی ها هنوز رسوخ نکرده است و در تعامل با دیگران ، جنبه ویترینی دارد!
به راستی اگر کشوری مانند ایران چنین تصمیمی را درباره کلیساها می گرفت چه قشقرقی در جهان به راه می انداختند و چه نطق هایی در دفاع از حقوق اقلیت های دینی ایراد می کردند! اما چون سوئیسی های دمکرات تصمیم گرفته اند هموطنان مسلمان شان را حتی از داشتن چهار مناره محروم کنند، مساله مهمی نیست!
شاید عده ای بگویند شما اول به فکر دمکراسی در جامعه خودتان باشید بعد به روحیه دیگر ستیز سوئیسی ها انتقاد کنید.
اینکه ما باید اول به فکر دمکراسی در جامعه خودمان باشیم امری است کاملا درست و منطقی ولی نقد روندهای موجود در جهان نیز حق همه رسانه هاست کمااینکه رسانه های آنان نیز به برخی عملکردهای موجود در کشور ما حمله می کنند. آیا به آنان نیز می گویید شما اول تحمل چهار تا مناره را در خاک خود داشته باش و بعد به دیگران درس شکیبایی دینی بده؟!
ماجرای رفراندوم مناره ها در سوئیس، اگر نیک بنگریم موهبتی بود برای مردم جهان که نمای نزدیک تری از درون جامعه اروپا و مشخصا سوئیس تحصیل کنند و قضاوت واقع گرایانه تری از مدعیان آزادی داشته باشند.
4- گذشته از اینها، نکته مهم دیگری که نباید بدان بی توجه بود این است که چنین تصمیمات نابخردانه ای، جبهه اسلامگرایان افراطی را در مقابل اسلام عقل اندیش و صلح مدار، تقویت می کند و دست آنها را برای ترویج تقابل بین اسلام و مسیحیت و نیز اسلام و غرب بازتر می کند.
به علاوه این قبیل مسایل می تواند بر زندگی اقلیت های مسیحی در کشورهای مسلمان نیز در درازمدت تاثیرات منفی بگذارد و آنها را - که در چنین ماجراهایی هیچ تقصیری متوجه شان نیست- دچار هزینه هایی از سوی تندروها نماید.
5- ... و سرانجام باید به این واقعیت تلخ اذعان داشت که وجود و فعالیت تروریست هایی مانند بن لادن و بهره برداری دستگاه های تبلیغی غرب از چنین نااهلانی، در شکل گیری باورهای ضد اسلامی در غرب بسیار موثر بوده است.
ترویج اسلام واقعی که مبتنی بر عقل و صلح است و تلاش مسلمانان، دولت های اسلامی و علمای جهان اسلام برای ریشه کردن سازی افراطی گری هایی که به نام اسلام صورت گیرد اولویت نخست جهان اسلام در آغازین سالهای هزاره سوم است.
منبع: عصر ایران
واژه افغان نام دیگر قوم پشتون است. قومی که بر پایه آمار CIA World FactBook با 47% بزرگترین قوم افغانستان کنونی است. افغانستان نیز از این رو که قوم افغان (=پشتون) در آن زندگی میکنند، افغانستان نامیده شده است.
اگر چه باید توجه داشت که در اصطلاحشناسی مدرن، منظور از افغانستان کلیه ساکنین این منطقه جغرافیایی (و نه الزاما قوم پشتون) است. بر این اساس واژه افغان و افغانی دارای دو معنای عام و خاص است. معنای عام این واژه هر فردی از اقوام گوناگون این منطقه جغرافیایی (هزارهها، تاجیکها، پشتونها، ازبکها، بلوچها، ترکمنها ...) است ولی از لحاظ خاص به قوم پشتون اشاره دارد.

جالب این جاست که واژه افغان، واژه نسبتا جدیدی است و آنچنان که Wikipedia نوشته است نخستین بار در کتاب حدودالعالم که مربوط به قرن چهارم هجری است به کار رفته است. اگر چه این باور وجود دارد که ریشه اصلی این واژه، واژه سانسکریت Aśvaka است که یک نام قبیلهای است.
اینها همه نتیجه یک مطالعه نیم ساعته بود؛ و اگر نه باید بیشتر در این باره مطالعه کرد...
یکی از علایق بزرگ من درست کردن رخدادنگاری از دولتها یا دورههای تاریخی است. رخدادنگاری یک دولت، یک دید کلی نسبت به یک دولت به شما میدهد. یک جور دید دایرهالمعارفی است که سبب میشود خواننده هر چه در یک دولت یا دوره خاص تاریخی رخ داده است را بشناسد.

نخستین رخدادنگاری من را که درباره تاریخ عثمانی است، در اینجا بخوانید. رخدادنگاری دولتهای دیگر هم در راه هستند که اندک اندک در پایگاه میگذارم. برای دیدن همه رخدادنگاریهایی که من آماده کردهام، به بخش نوشتارها بروید.
بهانه این روزنوشت، قرار دادن فایلهای Powerpoint کارگاه «روش پژوهش تاریخی در اینترنت» در سایت میباشد. از بخش نوشتارهای و اسلایدها بارگزاری کنید.
در زمستان سال 1385 من به همراه برادرم علی معموری کارگاه روش پژوهش تاریخی در اینترنت را برگزار کردیم. کارگاه از صبح تا شب به درازا انجامید. بدبختانه به دلیل یکسان نبودن سطح شنوندگان امکان مطرح کردن خیلی از مباحث فراهم نشد و عملا دستهای که آشنایی کمتری با این مباحث داشتند، از پیچیدگی مسائل مطرح شده گله میکردند و افرادی هم که با پیشزمینههای این بحث آشنا بودند، از ساده بودن آن.
ما اگر چه برای این کارگاه خودمان را بسیار آماده کرده بودیم، ولی عملا به خاطر یکسان نبودن سطح معلومات افراد شرکت کننده نتوانستیم همه مباحث را به سرانجام برسانیم؛ ولی با این حال فکر میکنم کارگاه خوبی بود و امیدوارم که افراد شرکتکننده از آن هر چند اندک، ولی بهرهای برده باشند.
کارگاه قرار بود تا در سه بخش اجرا گردید:
کتابچههایی شامل بیش از 200 صفحه که شامل تصاویر و متنهای توضیحی اسلایدها میشد به شنوندگان ارائه گردید.
دیدگاههای تازه
19 هفته 5 روز پیش
39 هفته 5 روز پیش
1 سال 40 هفته پیش
1 سال 41 هفته پیش
2 years 9 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 25 هفته پیش
2 years 25 هفته پیش