محمد معموری، دانشپژوه تاریخ اسلام هستم. به جستارهای تاریخ اسلام، تاریخ اندیشهها، زبانشناسی و زبانشناسی تاریخی، ادبیات عرب و ادبیات فارسی دلبستگی دارم. در اینجا همه فرآوردههای پژوهشیام را منتشر میکنم.
امروز عاشورا است و به همین مناسبت، چند شعر و چیزهای دیگر:
نخست) شعر «خیمه خورشید سوخت» از زندهیاد عمران صلاحی
بادها، نوحه خوان
بيدها، دسته زنجير زن
لالهها، سينهزنانِ حرمِ باغچه
بادها، در جنون
بيدها، لالهگون
لالهها، غرق خون،
خيمه خورشيد سوخت
برگها، گريهکنان ريختند
آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه،
طبل عزا را بنواز ای فلک
دوم) شعر مولوی
| چیست با عشق آشنا بودن | به جز از کام دل جدا بودن |
| خون شدن خون خود فرو خوردن | با سگان بر در وفا بودن |
| او فدائیست هیچ فرقی نیست | پیش او مرگ و نقل یا بودن |
| رو مسلمان سپر سلامت باش | جهد میکن به پارسا بودن |
| کین شهیدان ز مرگ نشکیبند | عاشقانند بر فنا بودن |
| از بلا و قضا گریزی تو | ترس ایشان ز بی بلا بودن |
| شیشه می گیر و روز عاشورا | تو نتانی به کربلا بودن |
سوم) شعر ناصرالدین شاه قاجار درباره امام حسین
| عشق بازی کار هر شیاد نیست | این شکار دام هر صیاد نیست |
| عاشقی را قابلیت لازم است | طالب حق را حقیقت لازم است |
| عشق از معشوق، اول سر زند | تا به عاشق جلوه دیگر دهد |
| تا بحدی که برد هستی از او | سر زند صد شورش و مستی از او |
| شاهد این مدعی خواهی اگر | بر حسین و حالت او کن نظر |
| روز عاشورا در آن میدان عشق | کرد رو را جانب سلطان عشق |
| بارالها این سرم این پیکرم | این علمدار رشید این اکبرم |
| این سکینه این رقیه این رباب | این عروس دست و پا خون در خضاب |
| این منو این ذکر یارب یاربم | این منو این نالههای زینبم |
| پس خطاب آمد ز حق کی شاه عشق | ای حسین ای یکه تاز راه عشق |
| گر تو بر من عاشقی ای محترم | پرده بر کش من به تو عاشقترم |
| غم مخور که من خریدار توام | مشتری بر جنس بازار توام |
| هر چه بودت دادهای در راه ما | مرحبا صد مرحبا خود هم بیا |
| خود بیا که میکشم من ناز تو | عرش و فرشم جمله پا انداز تو |
| لیک خود تنها نیا در بزم ما | خود بیا و اضغرت را هم بیار |
| خوش بود در بزم یاران بلبلی | خاصه در منقار او برگ گلی |
| خود تو بلبل گل علی اضغرت | زودتر بشتاب سوی داورت |
این شعر امروزه نیز بدون یادکرد نام ناصرالدین شاه، زیاد خوانده میشود؛ نیز در این شعر، شاید برای زیبایی «اصغر» به شکل «اضغر» آمده است.
چهارم) شعر دیگری از ناصرالدین شاه درباره امام حسین
| رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید | دیدم که مرقد شهدا مشگ و عنبر است |
| هر یک مزار مرقدشان چهار گوشه داشت | شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است |
| پرسیدم از کسی سببش را،به گریه گفت: | پایین پای قبر حسین، قبر اکبر است |
دیدگاههای تازه
19 هفته 5 روز پیش
39 هفته 5 روز پیش
1 سال 40 هفته پیش
1 سال 41 هفته پیش
2 years 9 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 13 هفته پیش
2 years 25 هفته پیش
2 years 25 هفته پیش