شعر نو فارسی

مرا بسوزانید
و خاکسترم را
بر آبهای رهای دریا برافشانید
نه در برکه، نه در رود
که خسته شدم از کرانه‌های سنگواره
و از مرزهای مسدود

ارسال شده: 03/20/2008 - آخرین به‌روزرسانی: 05/30/2008

شعر «یادداشتهای گم‌شده» از قیصر امین‌پور
پس کجاست؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
زیرو رو کنم:
پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارت های اعتبار

کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا

برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده

نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه معرفی

برگه رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...

پس کجاست؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم:
چند تا بلیت تا شده
چند تا اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی...

پس کجاست؟
یادداشت های درد جاودانگی؟

ارسال شده: 02/03/2008 - آخرین به‌روزرسانی: 02/03/2008

دیروز قیصر امین پور درگذشت. به احترام او که به باور من شاعر دردها بود:
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

ارسال شده: 10/31/2007 - آخرین به‌روزرسانی: 11/02/2007

دیدگاههای تازه

کوتاه‏نوشت

Twitter Updates

    follow me on Twitter